عصر امروز مأموران امنیتی بار دیگر با برنامهای مشخص و هماهنگ به منزل محمد هاشمی و علی نیکونسبتی دو تن دیگر از اعضای بازداشتی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، حمله کردند. مأموران امنیتی به طور هماهنگ و در ساعت4:15 بعد از ظهر با مراجعه به منزل محمد هاشمی و علی نیکونسبتی، خود را مأمور پست معرفی میکنند و به این بهانه وارد منزل شدند، مادر هاشمی در این خصوص میگوید:" 6 نفر بودند، گفتند مأمور پست هستند. اما وقتی رفتم دم در گفتند حکم بازرسی داریم. گفتم مشکلی نیست فقط صبر کنید لباس مناسبی بپوشم، اما اجازه ندادند. بعد آمدند داخل و کل اتاقها را گشتند و اوراق و وسایل محمد و کیس کامپیوتر را بردند." همچنین مادر محمد هاشمی، از فیلمبرداری تمامی اتاقها، حتی اتاق خواب توسط نیروهای امنیتی خبر داد. خواهر علی نیکونسبتی در این مورد میگوید:" به ایشان گفتم از دیوار اتاق خواب حق ندارید فیلم بگیرید، که توجهی نکردند. بعد هم همه وسایل علی و برادرم محمد و کیس کامپیوتر را که البته مال علی نبود، بردند." همچنین مادر محمد هاشمی از بازرسی کیف شخصی خود توسط نیروهای امنیتی و ضبط دفترچه تلفن شخصی خود که تلفن وکلا و خانوادههای بازداشتشدگان را در آن نوشتهبود و اوراق نوشتهشده برای ارگانهای مختلف مانند دادگستری، امور زندانها و حتی آدرسهای افرادی چون دفتر آیتالله شاهرودی؛ خبر داد. مادر هاشمی همچنین از قطع کردن تلفن منزل ایشان توسط نیروهای امنیتی در زمان بازرسی منزل خبر داد و گفت سؤالاتی از من پرسیدند که از پاسخگویی به آنها امتناع کردم.
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی |
آموزش لاغری در ۱۰ دقیقه
فقط ده دقیقه در روز برای ۱ ماه ۱۰ دقیقه نرمش = کاهش تضمینی وزن |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|


عصر روز پنج شنبه ی گذشته، جمعی از اعضای دفتر تحکیم وحدت با خانواده ی مسعود حبیبی، یکی از دانشجویان زندانی دیدار کردند. در این دیدار که پدر و مادر محمد هاشمی نیز حضور داشتند، درباره ی تلاشهایی که خانواده های دانشجویان زندانی تا کنون انجام داده اند صحبت شد. خانم هاشمی خبر داد که با برخی از مسوولین نامه نگاریهایی انجام شده که این کار هنوز هم ادامه دارد؛ و همچنین اظهار کرد: "به نظر من خانواده ها باید به این بچه ها افتخار کنند که از آسایش خود برای هدفشان گذشتند در حالی که می توانستند به دنبال منافع خود باشند". وحید عابدینی، یکی از دانشجویان حاضر در جمع نیز گفت: "اتفاقی که در روز هجدهم تیر امسال افتاد، نقطه ی عطفی در فعالیت های دانشجویی بود زیرا بی گناهی و مظلومیت دانشجویان بازداشت شده موجب کنار گذاشتن اختلافات سیاسی شد و عده یی از فعالان سیاسی حاضر شدند به خاطر وجه انسانی این مسأله و به خاطر دفاع از حقوق این دانشجویان با هم تعامل کنند". وی همچنین تاکید کرد که هرگز توقع چنین برخوردی با سازمان ادوار نمی رفت زیرا این سازمان یک حزب رسمی و دارای مجوز است . میلاد اسدی، عضو هیأت رییسه ی شورای تهران تحکیم نیز در این دیدار گفت: "اعضای شورای مرکزی تحکیم، با تعداد کم و در ساعت شش صبح که خیابان هاخلوت هستند دست به تحصن زدند و این حرکت به این خاطر بود تا حسن نیت و مسالمت آمیز بودن کار خود را ثابت کنند. به همین خاطر است که این حرکت مسالمت آمیز و فداکارانه ی آنها در تاریخ ماندگار خواهد شد". در این دیدار پدر مسعود حبیبی نیز گفت: "علی رغم اصرار ما، مسعود به خاطر عشقی که به وطنش داشت حاضر نشد که برای ادامه ی تحصیل از ایران خارج شود". وی اضافه کرد: "خوشحالم که دوستان مسعود و دانشجویان دیگر از او حمایت می کنند و پی گیر وضعیت او هستند". مادر مسعود حبیبی نیز گفت: "از این که شما را در این جا می بینم بسیار خوشحالم چون می فهمم که پسرم تنها نیست".
این آسمان غم زده غرق ستاره ها است
یک یار دبستانی دیگر در بند شد. جرم چیست؟ دانشجو بودن. جرم چیست؟ فعالیت اجتماعی قانونی و مسالمت آمیز. امیر یعقوبعلی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی منتخب دانشگاه علامه طباطبایی، چهارشنبه بیستم تیر ماه و دو روز پس از بازداشت تعداد زیادی از دیگر دانشجویان، در حالی که مشغول جمع آوری امضا برای کمپین یک ملیون امضا (برای برابری زنان) بود بازداشت، و سپس به زندان اوین منتقل شد.
بارها فریاد کرده ایم (و آنچه البته به جایی نرسد فریاد است) که در قانون و عرف و شرع و خرد، به هیچ رو جرمی به عنوان "جمع آوری امضا" تعریف نشده است. اما گوش شنوایی نیست؛ و باز امیر یعقوبعلی به همین جرم باید توسط "پلیس امنیت" بازداشت شود. براستی این کدام "امنیت" است که با جمع آوری امضا توسط یک دانشجو (آن هم صرفا برای اهداف انسانی و اجتماعی) به مخاطره می افتد؟ ما را چه شده است که دایره ی "امنیت" مان این قدر تنگ و شکننده گشته است؟ متآسفیم که عبارت "امنیت ملی" دستمایه و بهانه ی سرکوب فعالیتهای مسالمت آمیز دانشجویی قرار گرفته است اما باید تاکید کنیم که طبق اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی، به چنین بهانه هایی نمی توان آزادی های فردی کسی را پایمال کرد و او را از حقوق خود محروم نمود.
با بازداشت امیر یعقوبعلی، تعداد دانشجویان دانشگاه علامه که به طور غیرقانونی در بند 209 زندان اوین به سر می برند، به سه نفر رسید. پیش از این نیز مهدی عربشاهی به جرم تحصن آرام مقابل دانشگاه پلی تکنیک در روز 18 تیر به همراه یاران دبستانی دیگر بازداشت شد در حالی که طبق اصل 27 قانون اساسی، حرکت این دانشجویان کاملا قانونی بوده است. و در همان روز عده ی دیگری از دانشجویان نیز به جرم حضور در دفتر سازمان ادوار تحکیم (که دارای مجوز قانونی برای فعالیت است) بازداشت شدند که مرتضی اصلاحچی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه نیز در میانشان بود. و در حال حاضر متاسفانه خبرهایی مبنی بر ضرب و شتم این دانشجو در زندان اوین به گوش می رسد.
به نظر ما این برخوردها با فعالان دانشجویی برای این انجام می گیرد که عده یی می خواهند دانشجویان را از فعالیت های اجتماعی منصرف و پشیمان کنند و پویایی و نشاط دانشگاه ها را با با ناامیدی و سکوت قبرستانی عوض نمایند. تاکید می کنیم که ادامه ی نگه داری این دانشجویان در زندان هیچ گونه محمل قانونی ندارد و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط این سه دانشجو و تمام بازداشت شدگان روز هجدهم تیر و نیز دانشجویان در بند دانشگاه پلی تکنیک هستیم و تا زمانی که این امر محقق نشود در برابر این بی عدالتی ها سکوت نخواهیم کرد و از هیچ تلاش قانونی برای پیگیری حقوق از دست رفته ی خود و دوستان در بندمان فرونخواهیم گزارد.
مرا گر خود نبود این بند
شاید بامدادی
همچو یادی دور و لغزان
می گذشتم از فراز خاک سرد پست
جرم این است
جرم این است
انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
وزارت خارجه آمریکا نسبت به تصمیم تلویزیون جمهوری اسلامی به پخش برنامه ای با شرکت دو پژوهشگر ایرانی - آمریکایی اعتراض کرده است.
تلویزیون دولتی ایران در دو روز گذشته با پخش پیش آگهی هایی وعده داده است که شامگاه چهارشنبه و پنجشنبه، 18 و 19 ژوئیه، برنامه هایی حاوی سخنان هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش، دو پژوهشگر دارای تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی، را پخش کند که خبر بازداشت آنان در تهران در ماه مه سال جاری انتشار یافت.
وزارت خارجه آمریکا جمهوری اسلامی را متهم کرده است که این دو نفر را در برابر دوربین های تلویزیونی به نمایش گذاشته و آنان را مجبور کرده است سخنانی را که به آنان دیکته شده است تکرار کنند.
روز سه شنبه، 26 ژوئیه، سایت اینترنتی سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ایران اطلاعیه ای را با آرم وزارت اطلاعات انتشار داد که زمان پخش "اعتراقات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش" را آگهی می کرد.
در این اطلاعیه آمده است که "هاله اسفندیاری تبعه ایرانی مقیم آمریکا و کیان تاجبخش نماینده سری بنیاد آمریکایی سوروس به اتهام فعالیت تبلیغی و جاسوسی و ضد امنیتی علیه کشور و همکاری با بیگانگان دستگیر شدند و در بازداشت به سر می برند."
در اطلاعیه منتشر شده در سایت رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی آمده است که خانم اسفندیاری در بازجویی های اولیه اعتراف کرده است که بنیاد سوروس در ایران با ایجاد یک شبکه ارتباط غیر رسمی، اهداف براندازی در ایران را دنبال می کرده و وظیفه او در این راستا، شناسایی و استادان دانشگاه های ایرانی بوده است.
بر اساس این اطلاعیه، دستگیری خانم اسفندیاری پس از آن صورت گرفت که وزارت اطلاعات کشف کرد که "برخی از موسسات، بنیادها و سازمان های آمریکایی فعال در ایران تحت عناوینی مانند دموکراسی سازی و حقوق بشر، نقش سرویس های امنیتی و اطلاعاتی را ایفا می کنند و موسسه ودرو ویلسون، که وی مدیریت آن را بر عهده دارد، از جمله این موسسات است."
وزارت اطلاعات ظاهرا در اشاره به تغییر دولت در کشورهایی مانند گرجستان، قرقیزستان و اوکراین از طریق فشار افکار عمومی و برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز، بنیاد سوروس را به داشتن "نقش کلیدی در انقلاب های رنگارنگ سال های اخیر در چند کشور" متهم کرده است.
عصر روز چهارشنبه، جمعی از اعضای دفتر تحکیم وحدت به دیدار خانواد ه ی آرش خاندل، دانشجوی داتشگاه لرستان و یکی از بازداشت شدگان روز هجدهم تیر رفتند و با آنان در رابطه با وضعیت دانشجویان زندانی گفت و گو کردند. در این دیدار، خانواده ی آرش خاندل درباره ی پیگیری های خود و نیز خانواده های دیگر دانشجویان سخن گفتند و تاکید کردند که این خانواده ها و بخصوص پدر و مادرهای این دانشجویان هستند که متحمل بیشترین فشار عصبی هستند. یکی از اعضای خانواده ی خاندل ضمن اشاره به بلاتکلیفی این خانواده ها اظهار داشت: "بعضی از پدر و مادرهای دانشجویان زندانی ساکن شهرستان هستند و جایی را برای ماندن در تهران ندارند به همین خاطر پیگیری وضعیت قرزندانشان برایشان به مراتب مشکل تر است." اعضای دفتر تحکیم نیز در این دیدار ابراز عقیده کردند که این فشارها و بلاتکلیف نگه داشتن خانواده ها به این خاطر است که می خواهند آنان را از پیگیری وضعیت این دانشجویان خسته و ناامید کنند. یکی از دانشجویان نیز گفت: "ما آماده ایم که تا هر زمان که لازم باشد پیگیر وضعیت این بازداشت شده گان باشیم و از تمام ظرفیت های قانونی برای آزادی دوستانمان تلاش کنیم." خانواده ی خاندل نیز تلاش های کمیته ی پیگیری دفتر تحکیم را مثبت ارزیابی نمودند و در پایان دانشجویان اظهار امیدواری کردند که دیدار بعدی، در جشن آزادی آرش و تمام دانشجویان زندانی باشد.
****************
برنامه امیر کبیر : مجید شیخپور، مدیرمسوول نشریه «سرخط» و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، در ساعات انتهایی روز گذشته پس از گذشت ۷۰ روز از زندان اوین آزاد شد.
شیخ پور که در پی انتشار نشریات به همراه مجید توکلی و پویان محمودیان دادگاه انقلاب احضار شده بود در روز ۱۹ اردیبهشت ماه در دادگاه انقلاب حاضر شد و پس از چندین ساعت بازجویی توسط قاضی حداد و معاونانش به زندان اوین منتقل شد.
مجید شیخ پور در انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر که علیرغم تدابیر شدید امنیتی در اردیبهشت ماه امسال برگزار شد با ۹۱۴ رای به عنوان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر دانشجویان برگزیده شد.
نشریه «سرخط» از جمله چهار نشریه دانشجویی است که با عنوان آنها مطالب موهنی منتشر شد.
با آزادی مجید شیخ پور تعداد دانشجویان زندانی دانشگاه امیرکبیر به ۸ نفر رسید. کیوان انصاری، احسان منصوری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، عباس حکیم زاده، علی صابری و مجید توکلی ۸ پلی تکنیکی هستند که هم اکنون در بازداشت به سر می برند.
همچنین سایر دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به وضعیت نامشخص سه تن دیگر از دانشجویان زندانی – مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری- در اعتصاب غذا به سر می برند.
در پی اعمال فشار و سرکوب مطبوعات، صبح امروز تعدادی از وبلاگهای منتقد در اقدامی انتحاری هک شدند. این حرکتهای انتحاری که تمامی روشنفکران و فعالان سیاسی و اجتماعی را به یاد سرکوب حرکتها و فریاد آزادیخواهانه مردم ایران میاندازد، که با نعرههای - وا اسلاما- در محافل روشنفکری و دانشجویی صورت میگیرد.
از آنجا که اولین و دومین وبلاگ هک شده به کمیته پیگیری وضعیت دانشجویان در بند، اختصاص داشتهاست. لازم است توضیحاتی در مورد این وبلاگها در اینجا درج شود. در این وبلاگها تمام آنچه درج شدهاست، گردآوری اخباری بودهاست که توسط خانوادههای دانشجویان در بند مخابره میشدهاست و عموماً در سایتهای اینترنتی هم منتشر شدهاند. همه این مطالب عیان بودهاست. و هیچ مطلب پنهانی در آنها نبودهاست. گو اینکه آنچه این هکران اسلامی را به خشم واداشتهاست، همین پتانسیل مدنی بودهاست که در کمیته پیگیری با تلاش فعالان دانشجویی فراهم میآمد. اما آنچه گروههای امنیتی باید پاسخگوی آن باشند، این است که چگونه است حرکت مسالمتآمیز ۶ دانشجو در مقابل دانشگاه امیرکبیر امینیت ملی را تهدید میکند، اما امنیت دانشجویان در مکان خصوصی دفتر ادوار تحکیم و امروز کاربران اینترنتی که همگی از شهروندان و ملت ایران هستند، این گونه عیان زیر سؤال میرود و هیچ اقدامی صورت نمیگیرد.
همچنین لازم میدانیم، توجه اذهان را به حرکت غیر اخلاقی و سازمانیافته این گروههای بنیادگرا جلب کنیم. آنها میخواهند با تمسک به و سود جویی از مقدسات، معدود صداهای آزادیخواهانه را نیز خفه کنند و چه بیپروا و بیتقواست کسی که بدون اطلاع از هویت گردانندگان این وبلاگها با تمسک به آیات وحیانی قرآن، آنها را کافر خطاب میکنند.
آنها در ابتدا با جعل نشریات منتقد امیرکبیر و در بند افکندن فعالان دانشجویی و اصحاب نشریات آنها تحت این عنوان و گاه با بستن روزنامه هممیهن، فیلتر کردن سایت ایلنا و امروز هم هک کردن وبلاگهای منتقد؛ میخواهند، استبداد را زیر لوای دین حاکم کنند.
از تمامی فعالان سیاسی، اجتماعی، روشنفکران و اصحاب مطبوعات میخواهیم نسبت به این ناهنجاریها و حرکتهای غیرانسانی سکوت نکرده و مقابل آن بایستند و مقابل تکصدایی شدن جامعه بایستند.
روز18 تیرماه یادآور خاطراتی دردناک از به خاک و خون کشیده شدن دانشجویان بی پناهی است که پس از گذشت 8 سال نه تنها به دادخواهی شان رسیدگی نشد ، بلکه هر سال شاهد آنیم که حکومت به انحای مختلف تلاش می کند بر آن فاجعه ی عظیم سرپوش نهاده و آن را از خاطره ها بزداید .در همین راستا تحصن آرام و مسالمت آمیز اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، به نمایندگی دیگر دانشجویان در 60 مین روز به بند کشیده شدن یاران پلی تکنیکی مان تاب آورده نشد و در نخستین ساعات روز 18 تیر امسال دوستانمان بازداشت و به اوین منتقل شدند .
شرم آور اینکه پس از این بازداشت شاهد حمله ی مسلحانه به تنها خانه ی بازمانده ی دانشجویان ، آن هم به نام ماموران مبارزه با مواد مخدر هستیم. حمله ی غیر قانونی که با اسلحه کشیدن به روی دانشجویان بی سلاح و خانواده ی نگرانشان همراه بود و به پلمب غیر قانونی دفتر ادوار تحکیم وحدت انجامید.
حاکمیت به جای پاسخگویی به مطالبات به حق دانشجویان ، طرح سهمیه بندی جنسیتی را به مجلس می برد ، برای پوشش دانشجویان تعیین تکلیف می کند ، با اعطای ستاره به دانشجویان معترض و تعلیق دانشجویان و انجمن های اسلامی و توقیف نشریات دانشجویی ، توهم خاموش ساختن جنبش دانشجویی را در سر می پروراند . جای بسی تاسف است که حرمت دانشگاه و دانشجو تا بدین پایه تنزل یافته است که از تریبون های رسمی آن را فاسدترین مکان جامعه خطاب می کنند. اخبار تاسف بار تعرض مسئولین امنیتی دانشگاه به دختران دانشجو که از گوشه و کنار کشور پیاپی به گوش می رسد ،این زنگ خطر را به صدا در آورده است که اگر حاشیه ی امنیتی این نهادها محدود نشود ، شاهد نا امنی روز افزونی در دانشگاه خواهیم بود.
کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ضمن محکوم نمودن بازداشت بهاره هدایت ، دبیر این کمیسیون ، و سایر اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، خواستار آزادی هر چه سریع تر تمامی دانشجویان دربند و پاسخگویی به مطالبات معوقه ی دانشجویان است.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز عبدالله مومنی سخنگو و مسئول واحد تشکیلات سازمان دانش آموختگان ، بهرام فیاضی عضو شورای مرکزی این سازمان و حبیب حاجی حیدری مسئول روابط عمومی سازمان ادوار در تماسهای تلفنی با خانواده هایشان از بازداشت خود در بند 209 اوین خبر داده اند.
همچنین مجتبی بیات عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم و مرتضی اصلاحچی نیز با خانوادههای خود تماس گرفته اند.
آخرین اخبار حاکی است هیچکدام از 6 عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که در بامداد 18 تیرماه در برابر دانشگاه پلی تکنیک بازداشت شده اند تاکنون با خانواده های خود تماس نگرفته و هیچ اطلاعی از محل نگهداری آنان در دست نیست .
پیام روشن و آشکار بود. آیا ما و دیگران دریافتیم؟
18 تیرماه، سکوت صبحگاهی، 6 جوان تنها، بر آستان دانشگاهی بی تپش، خاموش به فرمان رئیس و نورافشان بالذات. مقواهای سفید و ساده، درد دل های عمیق و پرسش های اندیشیده نقش بسته بر آن. فضایی که خفه پیام را بانگ می زند.
صبورانه، انتظار مجسم است از این تصویر. کنجکاوی به پرسش نیانجامیده، نگرانی ابهام را آفریده است. شعور و جستجوی آنچه یافت می نشود؛ دمیدن در شیپور آگاهی، اینچنین خموش جلوه گر است. تنها، نشسته بر سنگفرش کوی، کویی که تنها نجوای شهادت شاهد شریف شرف نسلمان، نسلتان، نسل فرزندانشان به گوش می رسد. آیا به گوش می رسد؟ تا دور دست ها تا پیچ در پیچ کوچه های این شهر ناامید، اندک زمزمه روشنفکر و سیاستمدار با سر سودایی شنیده می شود. مابقی مصلحت اندیشان مدعی، در کنج خانه خود آرمیده اند و در پستو، حقیقت گرایی و حق محوری را پنهان کرده اند. نوپایان گم گشته در راه حقیقت، بی رمق تر از همیشه، اینجا، توان از دست داده، نشسته اند و بساط آرمانشان را پهن کرده اند. سپیده است. حتی سپیده دمان روشن و نورانی، شب را از ذهن ها نمی زداید. شب دامن گیر است و سیاهی خوان خود را گسترده است بر این سرزمین. روشنایی کبود هم، روزها، تنها نقاب از چهره فرصت جویان و منادیان دروغین عدالت و آزادی برمی دارد. اینچنین، غبار یاس و ناامیدی چهره را آغشته است. و اینان معلق، معلق از تحصیل و معلق از زندگانی سرافراز. چرا که تعلیق، استراتژی است و تعلیق ِ استراتژی است.
ستاره را مهر رد تحصیلشان کردید. پیرانشان را از دانشگاه اخراج کردید، به بهانه پیرانه سری. یارانشان را دربند کردید. برای ترمیم رنجهای خودشان، خانواده شان و جامعه پیرامونشان راهی نگشودید. بن هر کوره راهی را نیز بسته اید. روزنامه هایشان را توقیف کردید، آفرینش های قلمی شان را سترون کردید. قلمشان را شکستید و بر دهانشان برچسب زدید. و چون کفایت نکرد، به آن ها انگ زدید. عاملان را رها گذاشتید تا حیثیتشان را، آفریده های آنان را جعل کنند. واکنش چه بود؟... باز هم نگاشتند، اندیشیدند، پرسش طرح کردند و تحصن کردند و عاقبت در سکوت اعتراض کردند. اما ... اگر امروز آن دانشگاهی دین دار نسل پیشین در میان بود، یقین به شما فریاد می زد: این دانشجویان شاید آخرین نسلند که با سکوت فریاد می زنند، اینان آخرینند که با این روش خود را فدا می کنند. پلاکارد بر دست، در روشنایی سپیده دم...
6 فرزند، نشسته اند آرام و «اعتراف را چنان به فریاد آمدند/ که وجودشان همه/ بانگی شده است». نه ... برخواسته اند بانگ بیدارباش سر داده اند. «سواران نباید ایستاده باشند/ هنگامیکه حادثه اخطار می شود». نستوه و استوار، رها از خویشتن ... عزت و اقتدارمان را باز می خوانند. رستگاری را می جویند... برای خود، من و فرزندان آنان ...







